راهنمای دانشجویان برای یادگیری خدمت محور

راهنمای دانشجویان برای یادگیری خدمت محور

زمان انتشار: 3 هفته پیش | نویسنده: سایت خونواده
Blog Images

شاید شما هم این فکر را داشته باشید:
«دوست دارم یک کار داوطلبانه انجام دهم، اما دقیقاً نمی‌دانم از کجا شروع کنم.»
آیا باید به یک خیریه مراجعه کنم؟ کلاس رایگان برگزار کنم؟ برای یک مؤسسه محتوا تولید کنم؟ در یک پروژه محیط‌زیستی شرکت کنم؟ یا اصلاً بهتر است کاری پیدا کنم که به رشته‌ام مربوط باشد؟
پاسخ این است که کار داوطلبانه می‌تواند همه این‌ها باشد؛ اما اگر دانشجو هستید، می‌توانید یک قدم جلوتر بروید و تجربه داوطلبانه خود را به یادگیری خدمت‌محور تبدیل کنید.
در این صورت، شما فقط زمانتان را اهدا نمی‌کنید؛ بلکه دانش و مهارت رشته خود را برای یک مسئله واقعی به کار می‌گیرید، برای فرد یا جامعه‌ای ارزش ایجاد می‌کنید و هم‌زمان چیزی یاد می‌گیرید که در کلاس به‌تنهایی به دست نمی‌آید.
کار داوطلبانه با یادگیری خدمت‌محور چه تفاوتی دارد؟
فرض کنید دانشجوی روان‌شناسی هستید و در یک خیریه در بسته‌بندی بسته‌های حمایتی کمک می‌کنید.
این یک فعالیت داوطلبانه ارزشمند است؛ اما الزاماً یادگیری خدمت‌محور نیست، چون ارتباط مستقیمی میان کاری که انجام می‌دهید و یادگیری تخصصی رشته شما وجود ندارد.
حالا فرض کنید همان مؤسسه با نوجوانان کار می‌کند و شما، با همراهی یک استاد یا متخصص، نیازهای روانی ـ اجتماعی نوجوانان را بررسی و یک فعالیت آموزشی برای تقویت مهارت ارتباطی آن‌ها طراحی می‌کنید، اجرا می‌کنید، بازخورد می‌گیرید و بعد درباره تجربه خود تأمل می‌کنید.
اینجا اتفاق دیگری افتاده است:
خدمت + دانش دانشگاهی + تجربه واقعی + بازاندیشی = یادگیری خدمت‌محور
برینگل و هچر، یادگیری خدمت‌محور را تجربه‌ای آموزشی می‌دانند که در آن دانشجو در یک فعالیت خدمت‌رسانی سازمان‌یافته و پاسخ‌گو به نیازهای واقعی جامعه مشارکت می‌کند و سپس درباره این تجربه تأمل می‌کند تا فهم عمیق‌تری از محتوای علمی، مسئولیت اجتماعی و کاربرد دانش خود پیدا کند.
بنابراین در یادگیری خدمت‌محور، دو طرف باید منتفع شوند:
جامعه باید ارزشی واقعی دریافت کند.دانشجو باید یادگیری واقعی تجربه کند.چرا این نوع تجربه برای دانشجو مهم است؟
یک فراتحلیل مهم شامل ۶۲ مطالعه و ۱۱٬۸۳۷ دانش‌آموز و دانشجو نشان داد افرادی که در برنامه‌های یادگیری خدمت‌محور شرکت کرده بودند، در حوزه‌هایی مانند نگرش نسبت به خود، نگرش به یادگیری، مشارکت مدنی، مهارت‌های اجتماعی و عملکرد تحصیلی دستاوردهای مثبتی داشتند.
نکته جالب‌تر اینکه برنامه‌هایی که ارتباط روشنی با برنامه درسی داشتند، صدای دانشجو و جامعه را وارد طراحی می‌کردند و دارای بازاندیشی بودند، نتایج بهتری نشان می‌دادند (سلیو و همکاران، ۲۰۱۱).
یک فراتحلیل دیگر روی ۱۰۳ نمونه پژوهشی نیز آثار مثبت یادگیری خدمت‌محور را بر پیامدهای تحصیلی، شخصی، اجتماعی و شهروندی گزارش کرد و نشان داد برنامه‌هایی که بازاندیشی ساختاریافته داشتند، اثرات بیشتری ایجاد کرده‌اند (کانوی و همکاران، ۲۰۰۹).
پس تجربه به‌تنهایی کافی نیست.
تجربه + فکر کردن درباره تجربه + اتصال آن به دانش دانشگاهی است که یادگیری ایجاد می‌کند.
پس از کجا شروع کنم؟
بهتر است با این سؤال شروع نکنید:
«کجا به نیروی داوطلب احتیاج دارند؟»
سؤال بهتر این است:
«من با دانش و توانایی فعلی‌ام، برای حل چه مسئله واقعی می‌توانم مفید باشم؟»
یک مرور نظام‌مند درباره طراحی یادگیری خدمت‌محور اجتماعی در دانشگاه‌ها سه اصل اساسی را برجسته کرده است: نخست، فعالیت باید با اهداف یادگیری هماهنگ شود؛ دوم، رابطه‌ای واقعی و متقابل با شریک اجتماعی شکل بگیرد؛ و سوم، از ابتدا برای بازاندیشی و ارزیابی برنامه وجود داشته باشد (تیجسما و همکاران، ۲۰۲۰).
برای شروع می‌توانید مسیر زیر را طی کنید:
۱. از خودتان شروع کنید، نه از پروژه
بنویسید چه رشته‌ای می‌خوانید، چه درس‌هایی را بهتر یاد گرفته‌اید، چه مهارت‌هایی دارید و به چه مسائل اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، محیط‌زیستی یا حرفه‌ای علاقه دارید.
لازم نیست در همه چیز متخصص باشید؛ کافی است بدانید چه چیزی بلدید و چه چیزی می‌خواهید یاد بگیرید.
۲. یک مسئله پیدا کنید، نه یک فعالیت
به جای اینکه بگویید «می‌خواهم برای کودکان کلاس برگزار کنم»، بپرسید «کودکان این مجموعه واقعاً چه نیازی دارند؟»
شاید مسئله آن‌ها کلاس بیشتر نباشد؛ شاید کتابخانه‌ای داشته باشند که استفاده نمی‌شود، والدینی داشته باشند که به محتوای آموزشی نیاز دارند یا تسهیلگرانی که برای فعالیت‌هایشان ابزار مناسب ندارند.
۳. یک شریک واقعی پیدا کنید
مدرسه، سازمان مردم‌نهاد، کتابخانه، مرکز اجتماعی، کسب‌وکار نوپا، شرکت، شهرداری، انجمن، بیمارستان یا هر سازمان دیگری می‌تواند شریک پروژه باشد.
با آن‌ها گفت‌وگو کنید و به جای معرفی فوری راه‌حل خودتان بپرسید:
«چه مسئله‌ای دارید که یک دانشجو با تخصص من بتواند در حلآن مشارکت کند؟»

۴. رشته خود را وارد پروژه کنید
از خودتان بپرسید کدام نظریه، درس، روش یا مهارت رشته من می‌تواند در این مسئله استفاده شود.
این همان نقطه‌ای است که داوطلبی آرام‌آرام به یادگیری خدمت‌محور تبدیل می‌شود.

۵. یک خروجی کوچک و واقعی تعریف کنید
قرار نیست در اولین تجربه مشکل آموزش کشور یا فقر جهانی را حل کنید.
یک بسته آموزشی، تحلیل داده، گزارش نیازسنجی، طراحی پویش، نمونه اولیه، محتوا، راهنمای کاربردی، کارگاه، ارزیابی یا پیشنهاد بهبود می‌تواند خروجی یک پروژه باشد.

۶. در طول کار بازاندیشی کنید
فقط نپرسید «چه کاری انجام دادم؟»
بپرسید:
چه چیزی دیدم؟کدام دانسته دانشگاهی به کارم آمد؟چه چیزی در واقعیت با تصورم فرق داشت؟چه اشتباهی کردم؟درباره خودم و رشته‌ام چه فهمیدم؟
پژوهش‌ها نشان می‌دهند بازاندیشی زمانی عمیق‌تر می‌شود که دانشجو تجربه را صریحاً به محتوای علمی رشته خود متصل کند (بارنز و کاپرینو، ۲۰۱۶).


۷. تجربه را ثبت کنید

مسئله، نقش خودتان، اقدامات، خروجی، بازخورد ذی‌نفع، شواهد و آموخته‌ها را نگه دارید.
همین‌ها بعداً بخشی از مجموعه نمونه‌کارهای حرفه‌ای شما خواهند شد.
پروژه من چطور به رشته‌ام مربوط شود؟
یکی از مزیت‌های یادگیری خدمت‌محور این است که محدود به علوم اجتماعی نیست.
مرور نظام‌مند سلام و همکاران نشان می‌دهد این رویکرد در رشته‌هایی مانند پزشکی و پرستاری، کسب‌وکار و اقتصاد، علوم کامپیوتر و سیستم‌های اطلاعاتی، علوم اجتماعی، تربیت‌معلم، زبان و حوزه‌های محیط‌زیستی مورد استفاده قرار گرفته است.
چند نمونه ساده:
رشته شما باید ابزار حل مسئله باشد، نه فقط عنوانی کنار نامتان.
اول مسئله را بشناسید؛ بعد کمک کنید
یکی از خطاهای کار داوطلبانه این است که با نیت خوب، اما بدون شناخت مسئله وارد شویم.
مثلاً گروهی از دانشجویان تصمیم می‌گیرند برای یک منطقه کتاب جمع کنند. چند صد جلد کتاب می‌فرستند و احساس خوبی هم دارند.
اما شاید مسئله اصلی آن منطقه کمبود کتاب نباشد؛ شاید کتابخانه کتاب داشته باشد اما برنامه‌ای برای استفاده از آن‌ها وجود نداشته باشد.
در این حالت شاید طراحی فعالیت کتاب‌خوانی، آموزش تسهیلگران یا ایجاد یک برنامه مستمر بسیار ارزشمندتر از ارسال کتاب باشد.
در یادگیری خدمت‌محور، جامعه فقط دریافت‌کننده خدمت نیست؛ شریک تعریف مسئله و طراحی راه‌حل است.
مطالعات بر مفهوم دوسویگی تأکید دارند: دانشگاه و جامعه باید از یکدیگر بیاموزند و ارزش فقط از دانشجو برای جامعه جریان پیدا نکند.
این یعنی به جای پرسیدن:
«من چه کمکی می‌توانم به شما بکنم؟»
گاهی بهتر است بپرسیم:
«مسئله شما چیست و چه چیزی را می‌توانیم با هم بسازیم؟»
پروژه را خیلی بزرگ شروع نکنید
برای اولین تجربه، یک پروژه کوچک اما کامل بسیار بهتر از یک ایده عظیم و نیمه‌تمام است.
مثلاً:
«بهبود آموزش کودکان مناطق کم‌برخوردار»
بیش از حد بزرگ است.
اما:
«طراحی و آزمایش چهار فعالیت کتاب‌محور برای کودکان ۸ تا ۱۰ سال یک کتابخانه محلی و تهیه راهنمای اجرای آن‌ها برای تسهیلگران»
یک پروژه واقعی است.
مسئله مشخص است، ذی‌نفع مشخص است، تخصص قابل استفاده است، خروجی دارد و می‌توان درباره نتیجه آن سؤال کرد.
سه خروجی برای هر پروژه داشته باشید
یک تجربه یادگیری خدمت‌محور خوب بهتر است در پایان سه نوع نتیجه داشته باشد:
خروجی برای جامعه
چه چیزی تحویل داده شد یا چه تغییری ایجاد شد؟
خروجی برای یادگیری شما
چه دانش، مهارت یا نگرشی توسعه پیدا کرد؟
خروجی حرفه‌ای
چه چیزی می‌توانید به مجموعه نمونه‌کارهای خود اضافه کنید؟
مثلاً اگر برای یک مؤسسه اجتماعی پویش جذب داوطلب طراحی کرده‌اید، خروجی جامعه می‌تواند خود پویش باشد؛ یادگیری شما ممکن است شناخت رفتار مخاطب و طراحی پیام باشد؛ و خروجی حرفه‌ای شما نمونه پویش، داده‌ها و گزارش فرایند طراحی است.
یک پروژه؛ سه نوع ارزش.
بازاندیشی؛ بخش فراموش‌شده کار داوطلبانه
پس از پایان پروژه فقط نگویید:
«تجربه خیلی خوبی بود و چیزهای زیادی یاد گرفتم.»
این جمله تقریباً می‌تواند زیر هر اردوی دانشجویی در تاریخ بشر نوشته شود.
کمی دقیق‌تر باشید.
مثلاً بنویسید:
«قبل از پروژه تصور می‌کردم اگر محتوای آموزشی از نظر علمی درست باشد، حتماً برای کاربران مفید خواهد بود. اما بعد از اجرای آزمایشی متوجه شدم بخشی از فعالیت‌ها برای کودکان دشوار است. این تجربه اهمیت طراحی کاربرمحور و آزمایش اولیه را برای من روشن کرد.»
اینجا تجربه تبدیل به یادگیری شده است.
مرور نظام‌مند تیجسما و همکاران نیز بازاندیشی را یکی از اجزای مرکزی طراحی یادگیری خدمت‌محور می‌داند و بر پیوند بازاندیشی با اهداف یادگیری تأکید می‌کند.
آیا هر کاری را می‌توان داوطلبانه انجام داد؟
نه.
داوطلب بودن به این معنی نیست که مسئولیت حرفه‌ای، اخلاق و کیفیت دیگر مهم نیستند.
اگر با کودکان، بیماران یاگروه‌های آسیب‌پذیر کار می‌کنید، حدود نقش خود را بدانید.

دانشجوی روان‌شناسی نباید به دلیل حضور در یک پروژه داوطلبانه نقش درمانگر بگیرد. دانشجوی پزشکی نباید خارج از حدود صلاحیت حرفه‌ای اقدام درمانی انجام دهد.
اطلاعات افراد نباید بدون اجازه منتشر شود و تصویر کودکان یا مراجعان نباید صرفاً برای جذاب‌تر شدن مجموعه نمونه‌کارها در شبکه اجتماعی قرار گیرد.
کار داوطلبانه تمرین حرفه‌ای بودن است، نه تعطیل شدن اصول حرفه‌ای.
قبل از انتخاب پروژه، این آزمون ساده را انجام دهید
یک پروژه مناسب یادگیری خدمت‌محور باید بتواند به شش سؤال پاسخ «بله» بدهد:
۱. آیا یک نیاز واقعی وجود دارد؟
۲. آیا ذی‌نفع در تعریف مسئله نقش دارد؟
۳. آیا پروژه با رشته یا مهارتی که می‌خواهم توسعه دهم مرتبط است؟
۴. آیا نقش و خروجی مشخصی دارم؟
۵. آیا فرصتی برای بازخورد و بازاندیشی وجود دارد؟
۶. آیا در پایان می‌توانم نشان دهم چه چیزی یاد گرفته‌ام و چه ارزشی ایجاد شده است؟
اگر بیشتر پاسخ‌ها منفی است، احتمالاً فعالیت شما یک کار داوطلبانه است، اما هنوز یک تجربه یادگیری خدمت‌محور کامل نیست.
از کمک کردن به خلق ارزش مشترک
شاید مهم‌ترین تغییر نگاه همین باشد.
در یادگیری خدمت‌محور، دانشجو قرار نیست فقط برای کسی کاری انجام دهد؛ قرار است با دیگری کار کند.
جامعه یک مسئله و تجربه واقعی در اختیار دانشجو قرار می‌دهد.
دانشجو دانش، زمان و توانایی خود را وارد مسئله می‌کند.
استاد یا متخصص می‌تواند فرایند یادگیری را هدایت کند.
و در پایان، هم دانشجو چیزی آموخته و هم برای یک ذی‌نفع واقعی ارزشی ایجاد شده است.
این همان جایی است که کار داوطلبانه می‌تواند بخشی از مسیر حرفه‌ای دانشجو شود.
ممکن است در یک پروژه بفهمید به کار با کودکان علاقه دارید.
در پروژه دیگری بفهمید بیش از اجرا، به پژوهش و طراحی علاقه‌مندید.
در تجربه‌ای دیگر با یک حرفه یا سازمان آشنا شوید که قبلاً حتی نمی‌دانستید وجود دارد.
و گاهی هم می‌فهمید مسیری که سال‌ها تصور می‌کردید برای شما مناسب است، اصلاً انتخاب شما نیست.
همه این‌ها یادگیری‌اند.
برای شروع لازم نیست منتظر آماده شدن باشید
اولین پروژه شما قرار نیست شاهکار حرفه‌ای‌تان باشد.
یک مسئله کوچک پیدا کنید.با صاحب مسئله حرف بزنید.ببینید رشته شما چه کمکی می‌تواند بکند.یک نقش مشخص انتخاب کنید.یک خروجی واقعی بسازید.بازخورد بگیرید.درباره تجربه فکر کنید.و آن را در مجموعه نمونه‌کارهای خود ثبت کنید.
پس اگر می‌خواهید کار داوطلبانه را شروع کنید، سؤال اولتان این نباشد:
«کجا می‌توانم چند ساعت کار داوطلبانه انجام دهم؟»
سؤال بهتر این است:
«کجا می‌توانم با آنچه می‌دانم، در حل یک مسئله واقعی مشارکت کنم و در همان مسیر چیز تازه‌ای یاد بگیرم؟»
از همین سؤال، یادگیری خدمت‌محور شروع می‌شود.

دیدگاهی دارید؟

برای این مقاله دیدگاهتان را بنویسید